تبليغاتX
ماه عاشقی

ماه عاشقی

الهی! گاهی، نگاهی، پناهی......

 روزه داری به سبک سارکوزی

به گزارش آريا به نقل از شبکه خبري العالم، سارکوزي با حضور در يکي از مساجد بزرگ پاريس خطاب به نمازگزاران گفت: هموطنان عزيزم، يک مسلمان فرانسوي پيش از آنکه مسلمان باشد، يک فرانسوي است و بايد آداب و رسوم فرانسه را احترام بگذارد.

وي به مسلمانان روزه‌دار گفت: مگر مي‌شود از قهوه صبحانه گذشت و من بر اين باورم شما درعين حالي که روزه هستيد، درساعت 8 صبح قهوه را فراموش نکنيد! و پس از آن به محل کارتان برويد.

سارکوزي افرود: نماز يک مسلمان فرانسوي نبايد شبيه يک مسلمان شرقي باشد و نبايد چند ساعت را براي اداء نماز تراويح در مساجد به هدر بدهيد؛ زيرا اين نماز واجب نيست و من دستور داده ام تا مساجد تنها چند دقيقه پس از افطار باز باشد و پس از آن مسلمانان به خانه بروند و به مشاهده تلويزيون و اخبار بپردازند.

مستاجر کاخ اليزه که دينداري‌اش هم مانند زندگي‌اش پر از حکايت‌هاي جالب است در حالي اين سخنان را بر زبان مي‌راند و از مسلمانان فرانسوي مي‌خواهد که پيش از آنکه فکر کنند مسلمان هستند به ياد داشته باشند که فرانسوي مي‌باشند که از جمعيت چند ميليوني مسلمان اين کشور کسي حق ورود به پارلمان را ندارد

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط یوسف زاده   | 

چقدر حال این ساعت از سال خوش است .خبر آوردند که باد باران خورده هم در کوچه صنوبر پوش ما آواز سر داده است که به میهمانی خدا باید رفت
چشمهای خواب آلود سحری، روزه گنجشکی، و فروش ثواب آن به بهای دو ریال ، ویا که خوردن دزدکی شامی کباب قبل از شنیدن شلیک توپ افطار و دعای ربنا، همه ی خاطره ام از آشنایی با ماه ضیافت خدا است.
صحبت از امروز و دیروز که نیست ، صحبت از عمر به باد رفته ما و شماست ، صحبت از روزگار بی ریا و یک رنگیست که ضیافت خدا هم رونق داشت، رمضان ماه دعا بود و صفائی دیگر داشت .
صحبت از سالهائیست که دریا در غربال پوسیده نمی کنجید و ماهی در ختم آب جان نمی داد و آدمی از علاقه به آدمی ، آواز آینه را می فهمید .
رمضان می آید
رمضان باز هم می آید
اما رمضان آن سال ها
رضان دیگر بود
ضیافت خدا هم
ضیافتی دیگر بود

امروز که انتر معرکه روزگار یم،  دیگر هیچ ضیافتی ، حتی ضیافت خدا هم ، دلهای غمگین ما را شاد نمی  کند چرا که همه زخم ها شفا می یابند الا زخم آرزوهای برآورده نشده که آدمی از سوزش این زخم در خانه قبر هم آرام ندارد  و این حکایت مردم این کهنه دیار است که پیوسته از سوزش زخم آرزوهای خود در رنجند و دلی خوش نیست تا در شادمانی ها حضور یابند، حتا در ضیافت خدادر ماه رمضان .
رمضان آمد، اما دیر زمانی است که دیگر هیچ قرابتی با هیچ یک از ماه ها و یا فصل های خدا، احساس نمی کنیم. چرا که اگر این قول از فلاسفه معاصر را بپذیریم که سرشت هر انسان در گروه خاطره های اوست و هویت جوامع نیز تا حد زیادی تابع خاطره های قومی آنان است، امروز در این آب و خاک که مردم همواره زنده به خاطرات خود هستد ، دیگر هیچ روز و هفته یا ماه و سالی تداعی کننده خاطرات خوش نیستند، که روح و جسم مان با ایام بیگانه است، آنچنانکه گویی خدا هم با ما، مردم این  یلاد  سر بیگانگی دارد. گویی نه دعایمان می شنود و نه استغاثه  هایمان را، حال تو بگو این ماه ، ماه ضیافت خداست والزام به حضور دراین جشن خدایی داریم، مگر نه این است که دل خوش باید تا حضور در شادمانی را دلیلی باشد؟ یک دل خوش در سینه پر درد مردم این سامان نشانم دهید ، تا با همین چشمان تر و دل سوخته پای کوبان سینه ازسماع بدرانم .
این درست که قرار مان بود هرگز آهی نکشیم تا آسمان ابری شود، اما آه در سینه مانده را چگونه پنهان باید کرد؟
وقتی بالای آسمان ما آفتابی نیست
وقتی شب است و چاره چراغی هم نیست
بیهوده است،
از دل و عشق ودست بی بهانه گفتن
حالا به هرچه می نگریم
یا تبسم ارواح است یا تکلم اشیاء
دیگر نه مناجات و نه دعای سحری
و نه نشستن بر سفره افطارورفتن به ضیافت خدا
چاره سازنیست
تنها ، هنگامی که کنار گرمی رویا سنگین می شویم
دلمان برای رمضان آن سال ها تنگ است

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 9:24 قبل از ظهر  توسط یوسف زاده   | 

تکرار ادعاهای بی اساس فتنه گران در سریال نون و ریحون

           

همه ساله در شبهای ماه مبارک رمضان در کنار همه معنویتها و خوبیها  پخش سریالهای تلویزیونی از شبکه های مختلف سیما  حال و هوای خاصی به ماه مبارک می بخشد وبا استقبال چشمگیری  از سوی مردم مواجه می شود. 

تا سال گذشته بیشترین رضایت  مردمی  از سریالهای طنز  صداو سیما به دست می آمد. امسال اما بر خلاف سالهای قبل از چهار سریال شبکه های مختلف صدا و سیما تنها سریال شبکه تهران است که با عنوان طنز در ماه مبارک رمضان پخش می شود. ولی متاسفانه این سریال در چهارمین قسمت خود به تریبون سخنان فرافکنانه و مشمئز کننده سال پیش فتنه گران تبدیل شد.

در سریال نون و ریحون که از شبکه تهران در حال پخش است زنی به نام سمیرا با فریب دهها مرد از آنها اخاذی می کند و در صحنه ای بسیار مضحک در سفره خانه ای سنتی توسط نیروهای انتظامی دستگیر می شود. استفاده از کماندوهای نیروی انتظامی در این سکانس طنز غیر منتظره به نظر می رسید. اما در ادامه سریال صحنه های کنایه داری به وقوع می پیوندد. سمیرا وسط خیابان توسط ماموری با ظاهری معنی دار( مثلا حزب اللهی )دستگیر می شود. اتومبیل این مامور پیکانی است با عمر حداقل 40 سال که در آن به زحمت باز می شود و آینه آن در موقع تنظیم از شیشه جدا می شود. در این صحنه آشکارا نوع دستگیری متهمین توسط نیروهای امنیتی مورد تمسخر و استهزاء واقع می شود.  

در صحنه بعدی که سمیرا با یکی از مردان فریب خورده  در پشت میله های زندان در حال گفتگو است صحنه های تلخی به وقوع می پیوندد که به خوبی نشان می دهد عوامل این سریال  به ویژه فرزاد موتمن کارگردان این سریال در خصوص وقایع پس از انتخابات مواضع و توهماتی  شبیه به محمد نوریزاد (وبلاگ نویس فتنه گر) دارد. 

  

در گفتگوی این زن و مرد سمیرا از پشت میله های زندان در دفاع از اخاذی از مردان اغفال شده می گوید:  

پولی که من از آنها گرفته ام وام کم بهره یا همان قرض الحسنه تلقی می شود که نزد خداوند امری پسندیده محسوب می شود. اما قاضی و بقیه چی که از پول نفت استفاده می کنند! کدام مشکل دارد؟ در اینجا امیرحسین رستمی بازیگر این سریال خطاب به سمیرا می گوید زندان خیلی بر روی تو اثر گذاشته خیلی مومن شده ای. خیلی هم لاغر شده ای!  

 

سمیرا در جواب می گوید زندان محلی است برای اینکه بتوانم در خلوت به کارهای خود بیندیشم که البته بازجویان محترم نیز مرا در این کار یاری داده اند. ضمنا آنها بر غذاهای زندان هم نظارت کامل دارند! (سمیرا پس از این اعترافات  از زندان آزاد می شود).

دیالوگ بالا که در قسمت چهارم سریال نون و ریحون گفته می شود به آسانی ادعاهای بی اساس فتنه گران را در قبال اعترافات متهمین اغتشاشات پس از انتخابات تداعی می کند. در آن زمان هم عده ای از افرادی که آراء به دست آمده شان از آرای باطله هم کمتر بود با سخنانی  سخیف و بی سرو ته لاغر شدن محمد علی ابطحی را نشان دهنده فشار شدید بر وی عنوان کرده بودند و علت تغییر موضع و اعتراف فتنه گران  را به شکنجه و بازجویی مرتبط ساخته بودند.

با گذشت بیش از یکسال از آغاز فتنه دموکراسی ستیزانه سال 1388 و به موازات ریشه کن شدن فتنه در متن جامعه، انزوای مطلق سران فتنه و ناکامی آمریکا و اسرائیل در متوقف ساختن فعالیتهای هسته ای کشورمان و شتاب گرفتن چرخ پیشرفت عده ای می کوشند تا با استفاده از هر موقعیتی نعش به کما رفته فتنه را دوباره احیا کنند  و آب رفته را برای نظام سلطه دوباره به جوی بازگردانند. سریال نون و ریحون در ماه مبارک رمضان به کارگردانی فرزاد موتمن عهده دار چنین وظیفه ای است و امروز در زمانی که  همه حواسها در کشور به همت و  کار مضاعف در جهت خودکفایی همه جانبه کشور معطوف است می بایست در مقابل هر توطئه ای هوشیار بود. 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 9:22 قبل از ظهر  توسط یوسف زاده   | 

افتاب

 ‌اي‍ن‌ روز‌ه‍‍ا ص‍د‌ا‌ی روح‌ ب‍خ‍ش‌ ‌اذ‌ان‌ ش‍ور دي‍گ‍ر‌ی ر‌ا در دل‌ م‍ش‍ت‍‍اق‍‍ان‌ ن‍وي‍د م‍‍ی‌د‌ه‍د و م‍ردم‌ س‍ر‌اپ‍‍ا ش‍ور و ‌ان‍ت‍ظ‍ار چ‍ش‍م‌ ب‍ه‌ ر‌اه‌ ش‍وك‍ت‌ م‍‍اه‌ خ‍د‌ا دوخ‍ت‍ه‌ ‌ان‍د. 

ب‍و‌ی خ‍د‌ا م‍‍ی‌‌آي‍د و م‍ن‌ ‌اطم‍ي‍ن‍‍ان‌ د‌ارم‌ ك‍ه‌ ‌او در ‌اي‍ن‌ ن‍زدي‍ك‍‍ی ‌اس‍ت‌ ن‍زدي‍ک‌ ت‍ر ‌از ‌ه‍م‍ي‍ش‍ه‌ و ‌اي‍ن‌ ‌اطم‍ي‍ن‍‍ان‌ ب‍ه‌ ق‍ل‍ب‍م‌ ‌آر‌ام‍ش‌ م‍‍ی‌ب‍خ‍ش‍د. 

ح‍س‍‍ی ‌ع‍ج‍ي‍ب‌ ‌ام‍‍ا دي‍ر ‌آش‍ن‍‍ا دل‍م‌ ر‌ا در ق‍‍ه‍ق‍ر‌ا‌ی خ‍ود ف‍رو ب‍رده‌ ‌اس‍ت‌ ، ‌اي‍ن‍ج‍‍ا ب‍و‌ی ‌ع‍ش‍ق‌
س‍ف‍ر ب‍ه‌ ‌ا‌ع‍م‍‍اق‌ ص‍د‌اق‍ت‌ ، ر‌اس‍ت‍‍ی ، درس‍ت‍‍ی ، ي‍ک‌ رن‍گ‍‍ی و ن‍ي‍ك‍‍ی ، ‌اي‍ن‍ج‍‍ا ‌ه‍م‍ه‌ در ‌اوج‌ ص‍د‌اق‍ت‌ ‌ه‍س‍ت‍ن‍د.
م‍‍ی‌‌آي‍د، ب‍و‌ی ض‍ي‍‍اف‍ت‌ و س‍ف‍ره‌ ‌ه‍‍ا‌ی ‌ه‍م‍ي‍ش‍ه‌ ب‍‍از س‍ح‍ر‌ی و ‌اف‍ط‍ار‌ی . 

‌غ‍ب‍‍ار روب‍‍ی م‍س‍‍اج‍د و ت‍م‍ري‍ن‌ روزه‌ د‌ار‌ی ق‍ب‍ل‌ ‌از ش‍رو‌ع‌ م‍‍اه‌ م‍ب‍‍ارك‌ ‌از ج‍م‍ل‍ه‌ ك‍‍ار‌ه‍‍اي‍‍ی ‌اس‍ت‌ ك‍ه‌ م‍ردم‌ ب‍ر‌ا‌ی ‌اس‍ت‍ق‍ب‍‍ال‌ ‌از ‌اي‍ن‌ م‍‍اه‌ ‌ان‍ج‍‍ام‌ م‍‍ی‌د‌ه‍ن‍د.
 
ن‍م‍‍ی‌د‌ان‍م‌ ‌اي‍ن‌ چ‍ه‌ ح‍س‍‍ی ‌اس‍ت‌ ك‍ه‌ ت‍ح‍م‍ل‌ گ‍رس‍ن‍گ‍‍ی و ت‍ش‍ن‍گ‍‍ی ر‌ا ‌آس‍‍ان‌ و ل‍ذت‌ ب‍خ‍ش‌ م‍‍ی ك‍ن‍د ف‍ق‍ط ‌اي‍ن‌ ر‌ا م‍‍ی د‌ان‍م‌ ك‍ه‌ دل‍م‌ در ‌ال‍ت‍‍ه‍‍اب‌ ‌آم‍دن‍ش‌ م‍‍ی ل‍رزد و ل‍ح‍ظه‌ دي‍د‌ار ب‍ر‌اي‍م‌ ل‍ذت‌ ب‍خ‍ش‌ ، روح‌ ‌اف‍ز‌ا و ‌ال‍ب‍ت‍ه‌ دش‍و‌ار ‌اس‍ت‌ . 

در ح‍‍ال‌ و ‌ه‍و‌ا‌ی م‍‍اه‌ خ‍د‌ا در‌ه‍‍ا‌ی ‌آس‍م‍‍ان‌ ‌از ‌ه‍م‍ي‍ش‍ه‌ گ‍ش‍‍اده‌ ت‍رن‍د و ص‍د‌اي‍م‍‍ان‌ رس‍‍ات‍ر ‌از گ‍ذش‍ت‍ه‌ طن‍ي‍ن‌ ‌ان‍د‌از خ‍و‌ا‌ه‍د ب‍ود. 

س‍ف‍ر ب‍ه‌ ‌ا‌ع‍م‍‍اق‌ ص‍د‌اق‍ت‌ ، ر‌اس‍ت‍‍ی ، درس‍ت‍‍ی ، ي‍ک‌ رن‍گ‍‍ی و ن‍ي‍ك‍‍ی ، ‌اي‍ن‍ج‍‍ا ‌ه‍م‍ه‌ در ‌اوج‌ ص‍د‌اق‍ت‌
ب‍ه‌ ج‍ر‌ات‌ م‍‍ی ت‍و‌ان‌ گ‍ف‍ت‌ ، ل‍ح‍ظ‍ات‌ م‍‍اه‌ م‍ب‍‍ارک‌ رم‍ض‍‍ان‌ م‍دي‍ن‍ه‌ ف‍‍اض‍ل‍ه‌ ‌ا‌ی ر‌ا در ذ‌ه‍ن‌ ‌ه‍ر ب‍ي‍ن‍ن‍ده‌ ‌ا‌ی ت‍د‌ا‌ع‍‍ی م‍‍ی ك‍ن‍د.
‌ه‍س‍ت‍ن‍د. 

ف‍ر‌ارس‍ي‍دن‌ م‍‍اه‌ م‍ب‍‍ارک رم‍ض‍‍ان‌ ن‍وي‍د ص‍ل‍ح‌ و دوس‍ت‍‍ی ر‌ا در ب‍ر د‌ارد و ش‍رو‌ع‍‍ی دوب‍‍اره‌ ب‍ر‌ا‌ی ب‍رق‍ر‌ار‌ی ‌ارت‍ب‍‍اط‍ی ص‍م‍ي‍م‍‍ی ب‍‍ا پ‍روردگ‍‍ار ج‍‍ه‍‍ان‍ي‍‍ان‌ ‌اس‍ت‌ .
 
ص‍د‌ا‌ی ‌اذ‌ان‌ ، دي‍گ‌ ‌ه‍‍ا‌ی ن‍ذر‌ی ، س‍ف‍ره‌ ‌ه‍‍ا‌ی ‌اف‍ط‍ار‌ی ، روزه‌ ‌ه‍‍ا‌ی ك‍ل‍ه‌ گ‍ن‍ج‍ش‍ك‍‍ی ب‍چ‍ه‌ ‌ه‍‍ا، رس‍ي‍دگ‍‍ی ب‍ه‌ ‌اي‍ت‍‍ام‌ و ن‍ي‍‍ازم‍ن‍د‌ان‌ و ب‍ي‍د‌ار ك‍ردن‌ دوس‍ت‍‍ان‌ و ‌ه‍م‍س‍‍اي‍گ‍‍ان‌ ب‍ر‌ا‌ی خ‍وردن‌ س‍ح‍ر‌ی ن‍م‍ون‍ه‌ ‌ا‌ی ‌از ‌ال‍ط‍اف‌ م‍‍اه‌ م‍ب‍‍ارک رم‍ض‍‍ان‌ ‌اس‍ت‌ . 

‌اي‍ن‌ م‍‍اه‌ ب‍ر‌ا‌ی م‍س‍ت‍م‍ن‍د‌ان‌ ن‍ي‍ز ب‍رك‍ت‍‍ی خ‍‍اص‌ ب‍ه‌ ‌ه‍م‍ر‌اه‌ د‌ارد، روزه‌ د‌ار‌ان‌ ب‍‍ا ت‍ح‍م‍ل‌ گ‍رس‍ن‍گ‍‍ی و ت‍ش‍ن‍گ‍‍ی دل‍‍ه‍‍ا‌ی خ‍ود ر‌ا ب‍‍ا درد ف‍ق‍ر ‌ه‍م‍ر‌اه‌ م‍‍ی‌ك‍ن‍ن‍د و ‌ه‍ر ‌آن‍چ‍ه‌ در س‍ف‍ره‌ ‌ه‍‍ا‌ی خ‍ود د‌ارن‍د ب‍‍ا دي‍گ‍ر‌ان‌ ق‍س‍م‍ت‌ م‍‍ی‌ك‍ن‍ن‍د. 

ب‍ه‌ ج‍ر‌ات‌ م‍‍ی ت‍و‌ان‌ گ‍ف‍ت‌ ، ل‍ح‍ظ‍ات‌ م‍‍اه‌ م‍ب‍‍ارک‌ رم‍ض‍‍ان‌ م‍دي‍ن‍ه‌ ف‍‍اض‍ل‍ه‌ ‌ا‌ی ر‌ا در ذ‌ه‍ن‌ ‌ه‍ر ب‍ي‍ن‍ن‍ده‌ ‌ا‌ی ت‍د‌ا‌ع‍‍ی
ب‍‍ا خ‍ود زم‍زم‍ه‌ م‍‍ی‌ك‍ن‍م‌ «ب‍‍از ‌آ‌ی ‌ه‍ر ‌آن‍ك‍ه‌ ‌ه‍س‍ت‍‍ی ب‍‍از‌آ‌ی - گ‍ر ك‍‍اف‍ر و گ‍ب‍ر و خ‍ود پ‍رس‍ت‍‍ی ب‍‍از‌آ‌ی - ‌اي‍ن‌ درگ‍ه‌ م‍‍ا درگ‍ه‌ ن‍وم‍ي‍د‌ی ن‍ي‍س‍ت‌ - ص‍دب‍‍ار ‌اگ‍ر ت‍وب‍ه‌ ش‍ك‍س‍ت‍‍ی ب‍‍از‌آ‌ی ».
م‍‍ی ك‍ن‍د.
 
ب‍ه‌ ‌ان‍ت‍ظ‍ار روي‍ت‌ م‍‍اه‌ چ‍ش‍م‍‍ان‍م‌ ر‌ا ب‍ه‌ ‌آس‍م‍‍ان‌ خ‍ي‍ره‌ م‍‍ی‌ك‍ن‍م‌ و دل‍م‌ ر‌ا ب‍ه‌ س‍و‌ی ي‍گ‍‍ان‍ه‌ م‍‍ع‍ب‍ود پ‍رو‌از م‍‍ی‌د‌ه‍م‌ .
 
رخ‌ م‍‍اه‌ ك‍ه‌ در چ‍ش‍م‍‍ان‍م‌ ن‍ق‍ش‌ ب‍ن‍دد ‌از ي‍گ‍‍ان‍ه‌ ‌ه‍س‍ت‍‍ی ب‍خ‍ش‌ س‍پ‍‍اس‌ خ‍و‌ا‌ه‍م‌ گ‍ف‍ت‌ و خ‍ود ر‌ا در دري‍‍ا‌ی ب‍‍ی ك‍ر‌ان‌ رح‍م‍ت‍ش‌ ر‌ه‍‍ا خ‍و‌ا‌ه‍م‌ س‍‍اخ‍ت‌ . 

‌او ك‍ه‌ س‍رم‍ن‍ش‍‍اء ‌ه‍ر خ‍ي‍ر و ب‍رك‍ت‌ و ‌از رگ‌ گ‍ردن‌ ب‍ه‌ م‍‍ا ن‍زدي‍ک‌ ت‍ر ‌اس‍ت‌ ول‍‍ی ‌اف‍س‍وس‌ ك‍ه‌ ‌از ‌آن‌ ‌غ‍‍اف‍ل‍ي‍م‌ . 

م‍ن‌ گ‍ن‍‍ه‍ك‍‍ار، ‌ه‍م‍ي‍ش‍ه‌ ‌غ‍ف‍ل‍ت‍م‌ ر‌ا ب‍‍ا ت‍وب‍ه‌ و ن‍دب‍ه‌ ج‍ب‍ر‌ان‌ ك‍رده‌ ‌ام‌ و ‌او ‌ه‍م‍و‌اره‌ ‌اي‍ن‌ ب‍ن‍ده‌ خ‍‍اط‍ی و س‍رك‍ش‌ ر‌ا پ‍ذي‍رف‍ت‍ه‌ ‌اس‍ت‌ . 

ب‍‍ا خ‍ود زم‍زم‍ه‌ م‍‍ی‌ك‍ن‍م‌ «ب‍‍از ‌آ‌ی ‌ه‍ر ‌آن‍ك‍ه‌ ‌ه‍س‍ت‍‍ی ب‍‍از‌آ‌ی - گ‍ر ك‍‍اف‍ر و گ‍ب‍ر و خ‍ود پ‍رس‍ت‍‍ی ب‍‍از‌آ‌ی - ‌اي‍ن‌ درگ‍ه‌ م‍‍ا درگ‍ه‌ ن‍وم‍ي‍د‌ی ن‍ي‍س‍ت‌ - ص‍دب‍‍ار ‌اگ‍ر ت‍وب‍ه‌ ش‍ك‍س‍ت‍‍ی ب‍‍از‌آ‌ی ». 

زم‍زم‍ه‌ ‌اي‍ن‌ ش‍‍ع‍ر دل‍م‌ ر‌ا ‌آر‌ام‌ م‍‍ی‌ك‍ن‍د و ت‍‍اب‌ م‍‍ی ‌آورم‌ ‌ان‍ت‍ظ‍ار رس‍ي‍دن‌ ب‍ه‌ ل‍ذت‌ ل‍ق‍‍ا‌ی ح‍ض‍رت‌ دوس‍ت‌ ر‌ا، ت‍ح‍م‍ل‌ ‌اي‍ن‌ ‌ان‍ت‍ظ‍ار وق‍ت‍‍ی ش‍ي‍ري‍ن‌ ت‍ر م‍‍ی‌ن‍م‍‍اي‍د ك‍ه‌ ب‍ه‌ خ‍ود م‍‍ی ق‍ب‍ولان‍م‌ ل‍ح‍ظه‌ دي‍د‌ار ن‍زدي‍ک ‌اس‍ت‌ 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 9:29 بعد از ظهر  توسط یوسف زاده   | 

دوستان خدا !

 

 

تمام دلخوشی من به نام های شماست .

نه از رفتارتان چیزی در من هست ، نه از باورهایتان. از آن یقین عمیقی که شما را استوانه های

زمین می کند ، در من اثری حتی نیست .تمام رابطه من با شما به اسمهایتان بند است .

 به نخ نازک کلمه.

من فقط همین را در خودم سراغ دارم که وقتی اسمهایتان می آید ، جوریم می شود  . یک جوری

 که مثل اول عشق است . مثل وقتی است که از کسی یک خاطره خیلی خوب دارید . و البته من

 با همین نخ ، خیلی خوشم ......

 

البته این وضعی که من هستم حسودی و ترس دارد . حسودی به آن ها که شما برایشان یک واژه

 نیستید . وقتی بودن و نبودن اسمهایتان این قدر فرق می کند ، پس بود و نبود نورتان و خودتان

 درون کسی ، چه اتفاقی می شود.

ترس هم که معلوم است دارد . وقتی تمام زندگی معنوی آدم به رشته ای به این نازکی بند باشد

 یک روز ، فقط اگر یک روز ، این ریسمان نازک عشق را موریانه ای بپوساند ، من به کجا

 پرت خواهم شد ؟ به ابدیت لایزال نیستی ؟ به ناکجای بی وجود ؟ خلا مطلق ؟....

تمام دلخوشی من ، پژواک نام های شماست ، چه شیرین است نامهایتان

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 9:50 قبل از ظهر  توسط یوسف زاده   |